تبليغاتX
نگاشته های یک غار نشین - من اینجام

یه چند وختی نبوم

خوشحالم که همه فراموشم کردن

تو این مدت چندتا کار اساسی کردم

که اینجوریا دیگه

انقدر گرفتار کارو زندگی شدم که نوشتن از یادم رفته

 

 

در انتهای دوست داشتن مرا به خود می خوانی

زمزمه اسمت لبهایم را می نوازد

مراقب آنچه به دستانت سپرده ام باش

دستانم نیست

تپشش را احساس نمی کنی؟

 

                                                 تقدیم به همسر عزیزم

 

 

نوشتن را دوست دارم پس می خواهم و برمی گردم.

 

+ نوشته شده در  2008/4/28ساعت 19:55  توسط Amir |